در صبح گاه روشن، عشق و امید

 

ودر تیره راه نا به فرجام سیه بختی

 

ودرکوره گاه داغ شقاوت

 

ودرسیاه روشن نیکبختی ، باز هم

 

چشم را به شوق دیدارت مزین کرده ام

 

اما دوباره

 

برقله های بلند آرزوهایم

 

توتنها دست نیافتنی هستی

/ 10 نظر / 2 بازدید
سمانه

سلام شاعر! چيه؟کپى ديگه مزه نميده؟!!! چرا بعد روشن کاما گذاشتى شاعر؟! فک کنم اين دست نيافتنى همون خوشبختى باشه،آره؟ بازم فاصله ها رو رعايت نکردى، اين فاصله رو دست کم نگير همين فاصله هاست که آدمو شاعر ميکنه! اسمشم به نظر من بذار خوشبختى يا اى خوشبختى! يا همون دست نيافتنيه يا فاصله.... دويدم و دويدم هم بد نيست!!! ياد اوشين افتادم! BOOOOOS!

چطور دلت میاد با احساسات یک جوان معصووووم اینطوری بازی کنی؟؟![گریه] .................... تو نیستی ... و من ماندم و خواب هايي معطل دلي دست دوم.... غمي دست اول... [گل] تنبل! [زبان][ماچ][خداحافظ]

محمد

سلام مرسی از حضورتون[گل]

سپینود

به به سلام ببین کی اینجاست وای شما کجا اینجا کجا خانومی؟ مگه وبم باز نمیشد؟ چه خبرا مرسی اومدی بازم بیا

SiNA Hp (باران عشق)

نذر کرده ام صد دور تسبیح اهدنا صراط المستقیم بخوانم شاید مرا که میبینی دیگر مسیرت را کج نکنی!!!

Abtin...Persian

کاش لحظه های باتو بودن مثل خط سفید جاده ها بود تکه تکه می شد ولی هرگز قطع نمی شد!

یکتا

چشم را به شوق دیدارت مزین کرده ام[رویا] انشالله که دست یافتنی میشه برات[گل]

Rain boy

امروز بهای هر قطره باران را می دانم بهای یك دل گرفته و یك قلب شكسته نه از دست زمانه بلكه ازدست بازیهای كودكانه دخترك پشت پنجره می اندیشد كاش اصلا باران نباریده بود تا شاید دل پرنده های كوچك حیات خانه مان ازبی كاشانه ای نلرزیده بود بهای هر قطره باران، یك عمر حسرت روزهای قبل باران سلام. ممنون که بهم سر زدی. [ناراحت]

آزاد اندیش

سلام دوست خوبم این یک دعوت عمومی نیست این دعوت برای عزیزانم هست بیاید و نامه ام را به خدا بخوانید

یک رهگذر

و من هنوز بعد قرنی عاشق این دست نیافتنی هستم؛ و من هنوز بعد عمری به پای این خواستنی هستم[گل]