چه قدر آسان می توان دلی را شکست

 

چه قدر آسان می توان از دست رفت

 

چه قدر آسان شده دیدن قاصدک ها

 

که آرزوهایت را می برند.....

 

و تو تنها  مرگشان را نظاره می کنی

 

و انگشت به دهان تقدیرت می ایستی

 

ومی گویی ای کاش....

 

پ ن:


هنوزم انتظارم انتظارست

/ 7 نظر / 2 بازدید
raha

ای کاش...[گریه]

زینب

چقدر آسان میتوان دلی را شکست... سلام..خوبی راحله جان..می بینم که وبلاگ راهیان رو جهانی کردین!![لبخند] التماس دعا.این دفعه بیشتر از همیشه... شعر از خودته؟

زینب

میگم.من گیج شدم..این یه وبلاگ دیگته؟اون سرگذشت بود!!

زینب(گریه های امپراتور)

سلام خانمی..شرمنده دفعه ی قبلی با یه راحله دیگه اشتبات گرفتم..آخه من تو وبم یه راحله دارم.یه راهله!

سمانه

سلام،خوبى؟ به به! عکسو ببين!! چى شده!!! دم عکاسش گرم!!!![نیشخند]يادش بخير... چه خبر؟ بانوى عاشق سفر! ديروز روز جهانى کتاب بود، چرا هيچى نذاشتى؟؟ عوضش به حاشيه پرداختى؟![چشمک] امسالم ميرى نمايشگاه؟ حالا امسال که من ميخوام بيام لابد نه! تا خودتم دنبال آرزوهات نرفتى بيا يه بار باهم بريم! قشنگ![عینک] بيخودم منتظر نباش،ديگه دوره ى اسب سفيد و اينا گذشت! [ماچ][خداحافظ]

Abtin...Persian

عادت ! چه طعمِ تلخی دارد وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری.....!‬[لبخند]

سمانه

خب.....میبینم که.......اینجا......همینطور...قشنگ!.....واسادی...[نیشخند][عینک] آفرین بچه خوبی باش روز معلمم تبریک بگو[دست] دیگه این چیزا رو هم من باید بهت بگم؟؟؟[تعجب] خوبه خودت استاد شدی هیچکی بهت تبریک نگه؟!![نگران] دو روز گذاشتمت به حال خودت یادت رفت بروز کنی؟؟همش باید گوش زد کنم؟؟؟؟ راستی دیدی منم اومدم؟؟![ابرو]بالاخره یه جرزی پیدا کردم برم توش!...و با چه خوشامدی روبرو شدم!...بنگ!!![وحشتناک] فعلا [ماچ][خداحافظ]