خسته دل

خسته ام ازاین دنیای پرازدحام

دیری نمانده تابشود طاقتم تمام

دل من خسته شده مدام میگیرد بهانه

چه بگویم که ندارم برایش هیچ نشانه

کاش می شد زمان را دستکاری کرد

به گذشته رفت ودوباره رنگ بازی کرد

کشید رنگی سیاه بر سراسر،تخته آن

تا دوباره زد نقشی برای جلای آن

ولی انگار تخته دل ترک برداشته

دیگر کار از رنگ کاری هم گذشته

باید این دل را دوباره ساخت

برایش یک قصه دیگری ساخت

باید دل را پر از رویا کرد.......

سرنوشت راجور دیگری احیا کرد

/ 3 نظر / 7 بازدید
محسن

سلام. شعر سوزناکی نوشته اید. البته آدم تا وقتی خدا رو داره تنها نیستا! با مطلبی در مورد معجزه به روزم، اگر دوست داشتید، سری بزنید و مطلبمو بخونید.

س...

راس میگن دل به دل راه داره ها.....................! خیلی با حال و هوای الان من جوره[گریه] کاش میشد زمان را دستکاری کرد کاش میشد کاری کرد... اما اگه زمان به عقب برگرده مطمئنم همون راهو میرم با یه کم احتیاط بیشتر.مثل اینکه اشکال از جای دیگه ست!!![متفکر] شنیده بودم ملت از بیوفایی مینالنا... شنیدن کی بود مانند دیدن!!!!!!!! گوووووود بایییییی.