دل نوشته

غرور شکسته ام را به کجا ببرم......تا آرام گیرد؟

 

بال های شکسته ام را به کدام طبیبی نشان دهم تا التیامش دهد!؟

 

از این همه دلخوری،از این همه پریشانی به کدام سو بنگرم؟

 

من،منم،زاده غم.......فرزند غم

 

هم نشین تنهایی ،همراه کمانی از آتش

 

آتشی سرد که هر لحظه بیم زبانه کشیدنش می رود

 

آتشی خشمگین که ذره ذره وجودم را می سوزاند

 

آتشی که ای کاش می شد مدفونش کرد

 

آتشی که کمانش وجودم را نشانه رفته

 

آتشی که ای کاش می شد مدفونش کرد......

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
س...

عاليه خيلى خوب باهاش ارتباط برقرار کردم. آتش خشمگين... جالبه! آتشى سرد که هر لحظه بيم زبانه کشيدنش مى رود... مثل گذشته من... مثل خاطرات اون... اى کاش ميشد مدفونش کرد ... .................. هميشه مطمئن بودم عشق و دوست داشتن دروغه،حالا فهميدم کسى که به همچين دروغى دل ببنده چه تاوان سنگينى ميده.